یه زمانی بود اول میرفتن خواستگاری بعد عاشق هم میشدن. گذشت رسم عوض شد، گفتن عین غربیها و اروپایی باشیم،سنتها باید عوض بشه، عشق باید قبل از ازدواج شکل بگیره ... اول عاشق شدن، وابسته شدن، همدیگه رو خوب شناختن، بعد رفتن خواستگاری، بعد که زن بهشون ندادن و شکست خوردن و مجبور شدن اون وابستگی و عشق و علاقه رو به ناچار فراموش کنن و بذارن کنار، یاد گرفتن قبول کنن، تلاشی نکنن، رجوع کنن به همون سنت قبل، اول ازدواج کنن و بعد عاشق بشن !
هیچ کسی تلاش نکرد به چیزی که واقعاً میخواست برسه، فقط قبول کرد، عادت کرد و شرایط رو عوض کرد تا زیاد آسیب نبینه چون بلد نبود مبارزه کنه، از دست دادن رو یادش داده بودن نه به دست آوردن رو !
.....................................................
توضیح واضحات نوشت: اونایی که فکر کردن من گفتم دیگه وبلاگ نمینویسم! زهی خیال باطل، من گفتم دیگه غر نمیزنم . نگفتم خفه خون هم میگیرم که !
هیچ کسی تلاش نکرد به چیزی که واقعاً میخواست برسه، فقط قبول کرد، عادت کرد و شرایط رو عوض کرد تا زیاد آسیب نبینه چون بلد نبود مبارزه کنه، از دست دادن رو یادش داده بودن نه به دست آوردن رو !
.....................................................
توضیح واضحات نوشت: اونایی که فکر کردن من گفتم دیگه وبلاگ نمینویسم! زهی خیال باطل، من گفتم دیگه غر نمیزنم . نگفتم خفه خون هم میگیرم که !