
همتون،هر روز، دهها بار و هزارها بار دوز و کلک و ریا میکنید تا تو این مملکت جائی برای خودتون باز کنید بعد فقط بلدید به شریفینیا و شهره لرستانی و ... گیر بدین که چرا رفتن دیدار رهب.ری و غیره؟؟ بدبختا شماها اگر جای اونا بودید با کله میرفتید ! حاضرم قسم بخورم !!
خب مجبور بودن! میفهمید مجبور بودن ! این خطه آدمای خوبی نداره که شماها ام جزء پررنگ و غیر قابل انکارشید، تک تکتون ! حتی با زیر سوال بردن و تحریم بقیه !
ماجرا ماجرای اون یاروئه که دربارهی امام حسین(ع) و یاریش و روز عاشورا و اینا حرف میزد و میگفت چرا یاریش ندادن،من اگر بودم ال میکردم و بل ! همون شبش تو خواب دید که شده یار امام حسین(ع) ، روز عاشوراست، امام میخواد نماز بخونه، در همون حین یکی تیر به طرفش میندازه و طرف جا خالی میده و میخوره به امام ! ( لازم نیست بگم که چند نفر کشته شدن تا روز عاشورا امام نماز ظهر و عصر رو بین جنگ بخونه ، فرض گذاشتم همه میدونن ! )
ما آدمای اهل حرفی هستیم، اهل اُلدُرم بُلدُرم ! ولی هیچی نیستیم! حتی اهل عمل !
نهایت کاری که یاد گرفتیم برای اعتراض اینه که بریم تو فیس.بوک پیج بسازیم براش و اعتقاد داریم هر آزادیای تلفات داره و باید کشته بده ولی به این بیشتر معتقدیم که دیگران برن بمیرن تا ما آزاد شیم مگه چی میشه!
مردم ِ مملکته داریم؟! مردمی که همیشه میخوان تقصیر رو بندازن گردن یکی دیگه !
------------
* پ.ن : این قدر آدما میشناسم که هویت آزادی خواهشون و حتی فعال و جنبشگرشون در نت و سایر جاها فرسنگها فاصله داره با خود واقعیشون و صورت و ظاهر و رفتار و کردارشون تو جامعه... و اون قدرا دیدم کسائی در بالاترین جاهای نظام و همین دولت نشستن و پول رو پول میذارن و موقعیت خودشونو محکمتر میکنن و فقط میان اینجا شلوغش میکنن و از جوونها و آدمای جوگیری مثل منو شما استفادهی ابزاری میکنن تا به خواستهشون برسن، که دیگه هیچ لزومی نمیبینم آینده و زندگیم رو خراب کنم تا این قشر آدما آب تو دلشون تکون نخوره و در عوض جایگاهشون محکمتر بشه! هر وقت همه لباس رزم پوشیدن واسه مبارزه و با چهرهها و هویت واقعی خودشون اقدام کردن، اونوقت این لزوم رو میبینم که منم یه فعالیتی کنم ! ( که البته این موضوع به خودی خود تا 100 سال دیگر محتمل نیست، پس به خودی خود غیرقابل پیگیری میباشد ! )