یکشنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۹

من یک ایرانی هستم !



همتون،هر روز، ده‏ها بار و هزارها بار دوز و کلک و ریا می‏کنید تا تو این مملکت جائی برای خودتون باز کنید بعد فقط بلدید به شریفی‏نیا و شهره لرستانی و ... گیر بدین که چرا رفتن دیدار رهب.ری و غیره؟؟ بدبختا شماها اگر جای اونا بودید با کله میرفتید ! حاضرم قسم بخورم !!

خب مجبور بودن! می‏فهمید مجبور بودن ! این خطه آدمای خوبی نداره که شماها ام جزء پررنگ و غیر قابل انکارشید، تک تکتون !‏ حتی با زیر سوال بردن و تحریم بقیه !

ماجرا ماجرای اون یاروئه که درباره‏ی امام حسین(ع) و یاریش و روز عاشورا و اینا حرف میزد و می‏گفت چرا یاریش ندادن،من اگر بودم ال میکردم و بل ! همون شبش تو خواب دید که شده یار امام حسین(ع) ، روز عاشوراست، امام میخواد نماز بخونه، در همون حین یکی تیر به طرفش می‏ندازه و طرف جا خالی میده و می‏خوره به امام ! ( لازم نیست بگم که چند نفر کشته شدن تا روز عاشورا امام نماز ظهر و عصر رو بین جنگ بخونه ، فرض گذاشتم همه میدونن ! )

ما آدمای اهل حرفی هستیم، اهل اُلدُرم بُلدُرم ! ولی هیچی نیستیم! حتی اهل عمل !
نهایت کاری که یاد گرفتیم برای اعتراض اینه که بریم تو فیس.بوک پیج بسازیم براش و اعتقاد داریم هر آزادی‏ای تلفات داره و باید کشته بده ولی به این بیشتر معتقدیم که دیگران برن بمیرن تا ما آزاد شیم مگه چی میشه!

مردم ِ مملکته داریم؟! مردمی که همیشه می‏خوان تقصیر رو بندازن گردن یکی دیگه !

------------

* پ.ن : این قدر آدما می‏شناسم که هویت آزادی خواهشون و حتی فعال و جنبش‏گرشون در نت و سایر جاها فرسنگها فاصله داره با خود واقعیشون و صورت و ظاهر و رفتار و کردارشون تو جامعه... و اون قدرا دیدم کسائی در بالاترین جاهای نظام و همین دولت نشستن و پول رو پول میذارن و موقعیت خودشونو محکم‏تر میکنن و فقط میان اینجا شلوغش میکنن و از جوونها و آدمای جوگیری مثل منو شما استفاده‏ی ابزاری میکنن تا به خواسته‏شون برسن، که دیگه هیچ لزومی نمی‏بینم آینده و زندگیم رو خراب کنم تا این قشر آدما آب تو دلشون تکون نخوره و در عوض جایگاهشون محکم‏تر بشه! هر وقت همه لباس رزم پوشیدن واسه مبارزه و با چهره‏ها و هویت واقعی خودشون اقدام کردن، اونوقت این لزوم رو می‏بینم که منم یه فعالیتی کنم ! ( که البته این موضوع به خودی خود تا 100 سال دیگر محتمل نیست، پس به خودی خود غیرقابل پیگیری می‏باشد ! )


پنجشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۹

شَهْرِ رَمَضانَ الَّذي ..؟؟

.
.
فرارسیدن ماه یواشکی و با ترس و لرز خوردن و آشامیدن در مکان های عمومی بر شما ملت غیور و همیشه در صحنه مبارک و علی الخصوص میمون باد !
.
.


یکشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۹

آخر الزمون شده ننه !

قدیما :

نام : هکر

ملقب به : پدسگ، در به در شده، درد دل گرفته، گور به گور شده ، جز جیگر زده ، الهی از جوونی خیر ندیده

تکه کلام : دارم برات !

موسیقی مورد علاقه : راک ، هوی متال.

عنوان وبلاگ یا هاست شخصی : Nightmare (کابوس – بختک ) – vampire ( خون آشام ) – Revenge (انتقام) – The grudge ( کینه) – The age of dread (عصر وحشت)

چهره‏ی مردمی : باهوش، خشن، بی‏رحم، سنگدل، مردم آزار ، خبیث، سرشار از کرمهای فراوان، خنده‏های شیطانی .

موقعیت وبلاگ یا هاست شخصی :گمنام، غیر قابل انتقال به غیر

گونه‏ی پیدانام : به مشام رسیدن بوی تروجان و کرم و انواع و اقسام ویروس‏ از 1000 کیلومتری وبلاگ ، تا 10 هزار کیلومتری خالی از سکنه و به گوش رسیدن صدای پرواز و به هم خوردن بال لاشخورهای منتظر.

قالب وبلاگ : خون، شکنجه، قبر، پوچی، عصیان،خواننده‏های راک و متال، مرلین منسن.

تعداد دوستان : گشتم نبود، نگرد نیست

موقعیت افراد بازدید کننده از وبلاگ یا هاست شخصی و دوستان : مجهز به انواع آنتی ویروس اورجینال ، آنتی اسپم، آنتی تروجان، فایروال، نرم افزارهای مانیتورینگ ، های سکیوریتی، کم ِکم دو تا هارد اکسترنال ، بک آپ روزانه، آنتی جن، آنتی روح، آنتی نفرین، باطل السحر، آیه الکرسی ، 6 تا قل هو ولله ، فوت کردن کامپیوتر و این ور اون ور بعد از خواندن دعا به میزان لازم .

اهداف : اغلب شوم و پلید نظیر انتقام، کینه، اذیت و آزار ، کرم فراوان داشتن، دور همی شاد شدن و تمرین خنده‏های شیطانی.

الانا :

نام : هارت هکر ( Heart Hacker )

ملقب به : عسل بابا ، نفس بابا، جیگر طلا، توت فرنگی، باقلوا، شلیل، هلو ، چشم و چراغ خونه کجائی تو دُردونه.

تکه کلام : دیگه دوستم نداری؟

موسیقی مورد علاقه : علی لهراسبی

عنوان وبلاگ یا هاست شخصی : Love Is All (عشق یعنی همه چیز ) – One Dreamy Love ( یک عشق رویائی) – Pure Love( عشق پاک) – No One Else (یا تو یا هیچ کس دیگه)

چهره‏ی مردمی : شکننده چون گل، پاک چون یک دانه برف، حساس، ظریف، رئوف ، دل رحم ، مهربان، خنده‏های نخودی و دلبرناک .

موقعیت وبلاگ یا هاست شخصی :گمنام، قابل انتقال به غیر

گونه‏ی پیدانام : والا چی بگم، فقط همین که قلبیه که قُلپ قُلُپ می‏زنه از نوشته‏هاش .

قالب وبلاگ : صورتی ، آراسته به قلب و گل و بلبل .

تعداد دوستان : هوارتاااا

موقعیت افراد بازدید کننده از وبلاگ یا هاست شخصی و دوستان : هر کی که شکست عشقی خورده یا دوست داره شکست عشقی بخوره، دختران یا پسران دم بخت ، علاقه‏مندان به تشکیل زندگی مشترک.

اهداف : اغلب خیر و انسان دوستانه نظیر دوستی- خواستگاری- ازدواج، نشر فرهنگ ازدواج بین جوانان ، گذشت، ایثار، گسترش روحیه‏ی تعامل‏پذیری بین عوام و جامعه‏ی هکرها.


یکشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۹

زیرزمین و آسمان ، حالا برعکس !

عشق و حسرت دخترانه :

هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد.

عشق و حسرت پسرانه :

هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یکجا جمع نمی شود که در همین چهار واژه کوتاه : او به من نمی‏دهد.

.......

پی نوشت اخطار دهنده : به قول ملت نخوردیم نون گندم اما دیدیم دست مردم !

بعدها بعد نوشت: خواستم اشاره کنم که من فرض رو بر این گذاشتم که همه می‏دونن این جمله‏ی خیلی معروف ( جمله اول) از من نیست و از "سروالتر اسکات" هست، بعداً کولی بازی درنیارید چرا کپی رایت و اینا رو رعایت نکردی! چون اگه واقعاً اینو نمی‏دونستید بیخود کردید وبلاگ نویس و وبلاگ خون شدید !!


شنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۹

با هر شرایطی در کمتر از 2، یا 3 سال شهرت جهانی پیدا کنید !

· می‏خواهید معروف شوید؟

· خسته شدید از بی‏توجهی دیگران به نوشته‏های شما؟

· می‏خواهید پنجره‏های رو به افق و دریا به رویتان و حتی پشتتان! باز شود؟

ü آیا از این زندگی سرد و یکنواخت و کوفتی دل‏زده شده‏اید؟

ü آیا به چرت و پرت نویسی علاقه‏ی وافر دارید؟

ü آیا بیکارید یا سرگرمی و کار خاصی ندارید ؟

ü آیا شبها با رویای 30 کامنت به بالا می‏خوابید؟

ü آیا بازدید وبلاگ شما کم است؟

ü آیا لایک‏های گوگل ریدری ندارید و در‏به‏در به دنبال راهی برای چند برابر کردنش می‏گردید؟

ü آیا از این‏هایی هستید که دوست دارید آمارسنج وبلاگتان از تعدد بازدید به ناگاه منفجر شده و همگان باخبر شوند؟

ü آیا عاشق سبک نوشتاری هستید و می‏خواهید وبلاگ و نوشته‏ی شما سبک‏دار شود؟؟

ü آیا می‏خواهید هر جفنگیاتی که می‏نویسید با استقبال خیل عظیمی مواجه شده و حتی شده از انتهایی‏ترین جای ممکنش نتیجه‎ی اخلاقی و آموزنده هویدا شود؟

ü آیا دلتان برای شنید جمله‏ی " من آپم دوست عزیز، منتظر حضور گرمت هستم " یا " منم آپم بیا سر بزن" یا " من آپم بیا کله بزن" تنگ شده است؟

ü آیا می‏خواهید ریشه‏های اعتقادی شما مثل چی محکم شده و به روح معتقد شوید؟

ü آیا دلتان لک زده برای هنگ کردن آیکون‏ها و ابزار به هنگام آپلود؟

ü آیا دلتان برای کامنتهای قطاری و " من خوبم، تو خوبی، تو چطوری؟ " و دسته گل و شکلک‏های عهد جمجک میرزا تنگ شده؟

ü آیا نمی‏خواهید هنوز آپ نکرده 6 نفر برایتان کامنتی بنویسند تحت عنوان ِ " وااااای وبت حرف نداره، من لینک کردم، به منم سر بزن" ؟

ü آیا دوست دارید با اختلافی نزدیک به 120 سال نوری از سایر اتفاقات روز دنیا بنویسید و شعر از این ور و اونور کپی پیست کنید در وبلاگتان و دلتان خوش باشد که وبلاگ‏نویسید؟ و کلی خواننده پرو پا قرص و کامنت 100 به بالا و محبوبیت و مشهوریت و سایر امکانات ویژه داشته باشید؟

پس وای بر شما چرا دست دست می‏کنید؟؟ همین امروز به فضای رایگان وبلاگ نویسی ِ ملی-وطنی ِ بلاگفا بپیوندید! خودتان را در لوپ ِ بالاگفا بی‏اندازید و با هر شرایطی در کمتر از 2، یا 3 سال شهرت جهانی پیدا کنید !

نکته‏های خودمونی ِ درگوشی نوشت: یه مدت بیاید تو بلاگفا بچرخید، دوستاتونو و خواننده‏هاتونو که پیدا کردید، دیگه فرقی نمی‏کنه کجا باشید، یا هاست شخصی بزنید، یا چه می‏دونم برید وردپرسی، بلاگ‏اسپاتی، یه جای درست درمون دیگه، مهم قدم اوله که تا ما هستیم بد به دلتون راه ندید !

..................

روفع سوء تفاهم نوشت : قصد توهین به هیچ کسی که در بلاگفا می‏نویسه رو نداشتم، همچنان که خیلی از دوستای خیلی خوبم با قلم‏های بسیار زیبا و خلاق در بلاگفا می‏نویسند. هدف من گفتم 80 درصد مشکلیه که الان تو بلاگفا و پرشین بلاگ و بعضی از سایتهای وبلاگ نویسی وجود داره و می‏خواید خوشتون بیاد یا بدتون بیاد ولی همه اون چیزهایی که نوشتم عین حقیقته!

البته بلاگفا و .. خیلی نکات مثبت دیگه‏ای ام داره که متاسفانه بین وبلاگ‏نویسای اینجا نیست، یکیشم اینه که بعضاً خیلی مهربونن و خیلی خوب با همدیگه ارتباط برقرار می‏کنن و اکثراً ادعایی ندارن و سعی می‏کنن بیشتر با هم دوست و رفیق باشن تا دشمن خونی و رقابت و اینا و من بهترم یا تو بهتری داشته باشن !


شنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۹

ابن ِتینا !


والا زمانای بچه محلمون ابن ِ سینا، بچه ها تعریف می‏کردن که طفلی با چه مصیبتی با نور شمع و اینا درس می‏خونده ، کور شه این ادیسون که اگه یه ذره زودتر به مخش فشار آورده بود این بچه این قدر در راه کسب علم و دانش سختی نمی‏کشید و بیشتر شکوفه می‏زد . ولی ادیسون چه می‏فهمه اینا رو، اینا همشون جزء استکبار ِ جهانی ان که نمی‏خوان مسلمونا پیشرفت کنن! خاک تو سرشون :دی
از خدا که پنهون نیست، از شماها ام پنهون نباشه، یه چند وقتیه سرم به سنگ ِ حجر السود خورده ، نشستم درس می‏خونم، بعد این درسه یه جوریه که اول باید ویسایی که سر کلاس رکورد می‏کنم رو گوش بدم بعد پاک نویس و اینا تا بتونم بخونمش. چند روز پیش یه قسمتی از درس بود که استاد با شکلی که پای تخته کشیده بودش توضیحش می‏داد آقا ما شروع کردیم به گوش دادن که بنویسیمش ولی چشمتون روز بد نبینه :دی

به گوش ِ چشم نیوش می‏کنیم قسمت‏هایی از درس را :

برای اینکه این کار را کنید روی این رکورد پائینی را Delete می کنید، برای خود این DNS Server نصب می‏کنید، Zone می‏سازید، روی این باید Delegation تعریف کنید، این باید بفهمد که دیگر رکورد ِ این را ندارد، یعنی زون ِ این را دیگر ندارد، اما این را بهش معرفی می‏کنید که اگر با این پائین کار داشت بتواند مستقیم برود سراغ این و اطلاعات را بگیرد.

توضیح نوشت: الان شکلی که جلو چشم ِ منه 10 تا از این اینو اونا توش هست :دی حالا کدوم این، اینه، کدوم این، کدوم اون، دیگه کار خداست :دی

و در جایی دیگر می‏فرمایند:
یک زمانی قرار است یک دیتا ای فقط برای همه‏‏ی DC های یک دامین باشد، وقتی می‏گوئید زون ترنسفر انجام بده به آن نگاه می‏کند، اعضای آن را پیدا می‏کند، بین اون‏ها، آن زون ترنسفر را انجام می‏دهد.


دیدید ما ام با چه مشقتی درس می‏خونیم؟ باز بگید نسلای حالا زحمت نمی‏کشن واسه چیزی که بدست میارن، ایناها، ببین چشت دراد چقدر زحمت می‏کشم به نوبه‏ی خودم :دی فقط فرق ما با ابن سینا اینه که اون نور نداشت، ما تصویر، تصویرم جلو چشمونه‏ها ولی خب آی کیوئه نمی‏کشه گویا :دی
...................

پ.ن: این پست فقط در جهت فرهنگی نوشته شده و هیچگونه ارزش ِ غیرِ فرهنگی ِ دیگری ندارد :دی

2. لاگ جنبه‏ی طنز داشت، شکسته نفسی داشتم زیاااد، خودم فهمیدم کدوم این، اینه، کدوم اون، این ، من نخبه‏م می‏دونم :دی



یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

سنت حسنه !


از اونجای که امروزه تیکه پرانی یکی از سنتهای حسنه محسوب میشه که پیشرفت علم نشون داده باعث ایجاد شادی آفرینی های مضضاااااعععف بین ملت همیشه در صحنه هم شده، ما به سرزمین خیالها و رویاهایمان سفری داریم و در این سفر فرض می‏کنیم جای خانومها و آقایون به کل عوض شده و خانوما سیبیل تاب می‏دن و گردن کلفتی می‏کنن و قدرت دست اوناست ...

سکانس 1:

الان منو دوستان واسسادیم کنار خیابون، یه زنجیرم دستمونه و یه آدامسم گوشه‏ی لـُپ ِ مون و هر ننه قمری که رد میشه مجبوره یه نیش ترمز بزنه بعد رد شه !!

و اما صحبتهای منو دوستان با عابران ِ محترم که آزارشون به یه سوسکم نمی‏رسه چه برسه به مورچه ! :


-ننت سلام کردن بهت یاد نداده بچه قرتی؟؟


-هوی یاروووو مواظب باش شرتت از کونت نیافته پائین یه وقت ... {پخخخخخخخ ِ دسته جمعی }


-وااااای چه سینه های زشتی داره، نیگا، چقدر بزرگه، - آره ، حالمو بهم زد اصلاً، اه اه اه برو گمشو زودتر اینجا وا نسسا !


- باشگاه بدن سازی که نمیری پسر، پس لااقل یه سوتین شماره یک بگیر ببند، خیلی ضایع ست مرد با این هیکل راس راس تو خیابون را بره ! ها ها هاااااااااااااااا {و غرق در خوشمزگی میشیم}


سکانس 2 :

منو چند تا دختر در حالی که از پشت داریم یه پسر رو نظاره می کنیم بلند بلند پچ پچ می کنیم که :

-وای ببین چه پرو پاچه ای داره، جووووووووون!


- آقا .....!! ( به علت زشت بودن بیش از اندازه‏ی حرف، سانسور شد!)


سکانس 3 :

باز منو همون چند تا دختر سر کوچه مون تو چارچوب در واسسادیم که یه پسر با شلوارک با پاهای پر از مو در حال رد شدنه:


- کلک پاهاتو کجا اپیلاسیون کردی، چه برقی می‏زنه لامصصصصب! آدرسشو به ماام می‏دی؟ پپپپپپپپپپ هرررررررررررر { و با خنده ای مضحک و بلند، غرق در شادی می‏شیم !}


سکانس 4:

تو پارک نشستیم، به حالت ِ لمیده روی صندلی :


-ماشالاااااا باسن !! جنیفر لوپزی ای واسه خودتاااا، ماشالا ماشالا ماشالا بش بگین - ماشالا !


-چه جیگرریییییی ، یه عکستو به ما میدی رفتیم باغ وحش بذاریم کنار قفس میمونا؟؟ هررررررررررررررر


-حاجی اگه اهلش هستی سر خیابون بالایی واسسا 5 مین دیگه با ماشین اونجام !


-بچه ها بچه ها اونجا رو نیگا یوزارسیفففففف ... یوزارسیففففف، یوزارسیفففف ..... پخخخخخخخ


سکانس 5:

منو بچه‏ها در حالی که یه پسرو به زور سوار ماشینمون کردیم :


- خب شازده حال و احوالت چطوره؟ ردیفی که؟


پسره : تور و خداااا ولم کنید، تو رو امام زمان، به خدا من اهلش نیستم، تو رو خدااا، بابام خونه منتظرمه.... {پسره غرق در اشکه}


ماها: بابا سوسول بازی در نیار، کاریت نداریم که، میای نیم ساعت میشینی بعد شلوارتو می پوشی میری !!


سکانس آخر :

همین جوری ولیم، کجاش مهم نیست مهم اینه که بالاخره باید این تیکه های مسخره‏مونو بندازیم که آخر شبی همش نمونه، جمع شه، حناق بگیریم! :


-آقا چه لبایی درست کردی، یه لب به ما میدی ؟؟


و پسره در حالی که خیلی عصبانی شده، کفشش رو درآورده و دنبال ما می کنه و میگه ، بی شرفای پدسسسگ، مگه خودتون برار-پدر ندارید؟؟؟

-خب حالا انگار نوبرشو آورده، نده اصلاً، میرم از یکی دیگه می‏گیرم !

.............

پ.ن : می خواستم اول پست بنویسم پیشاپیش اگر نوشته یه کم بی ادبانه ست به بزرگی، کوچیکیه خودتون ببخشید! ( که حالا اینا که خوبه، اینا تیکه های 7، 8 سال پیش بود، جدیدا رو اگر بخوام بگم که خودتون گوشی دستتون میاد! شایدم از خجالت بذارید برید و ادامه ندید خوندن لاگ رو! ) حالا می‏گم پساپس ببخشید !!