چهارشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۰

More Better


It's always better to say nothing
insted of
saying something

دوشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۹۰

Real meaning of trust

Trust is a fragile thing
Onc earned, it affords us tremendous fredom.
But once trust is lost, it can be impossible to recover
Of course, the truth is , we never know who we can trust
Those we're closest to can betray us and total strangers can come to our rescue
In the end, most people decide to trust only themselves. 
It really is the simplest way to keep from getting burned.

Desperate Housewives


جمعه، تیر ۱۰، ۱۳۹۰

we all know who we are !

MARY ALICE (V.O.) :
And just like that, the race for
Mike Delfino had begun. For a moment,
Susan wondered if her rivalry with
Edie would be a friendly one.


Edie stops and turns back.

EDIE: Oh, Mike. I heard you're a plumber.

MARY ALICE (V.O.) :
But she was quickly reminded that
when it came to men...


EDIE: Do you think you could stop by later
tonight and take a look at my pipes?


MARY ALICE (V.O.) :

...women don't fight fair.

MIKE :Sure.
"DESPERATE HOUSEWIVES"

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۳۹۰

عجیب نیست؟

به هر اتفاقی که می‏رسم، افتاده است !

جمعه، دی ۲۴، ۱۳۸۹

دزدان مدرن با اندیشه‏هایی روشنفکرانه !

دزدی فقط دست در جیب دیگران کردن نیست،

دزدی یعنی از اینترنت وایرلس شخصی که آشنایی لازم برای گذاشتن پسورد روی شبکه‏ی وایرلسش را ندارد و ماهی خدا تومان برایش هزینه می‏پردازد رایگان استفاده کنید و پهنای باندش رو پر کنید به طوری که شخص مورد نظر خود دیگر قادر به استفاده نباشد و شما ککتان هم نگزد !


 

یکشنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۹

نمی‏فهمم !

من شما را نمی‏فهمم !

من آزادی روح شما را نمی‏فهمم !

 من شما خون خوران را نمی‏فهمم !

من درون ِ خون آلود ِ شما را نمی فهمم !‏!


سه‌شنبه، آذر ۳۰، ۱۳۸۹

شایسته سالاری خوب است نه دیگه این قدر !!!

موقعیت : مصاحبه در شرکت خیلی معتبر که دانش زبان به هیچ وجه در آن ملاک نمی‏باشد

موقعیت من : مثل همیشه !

موقعیت فرد مصاحبه کننده : خانمی بداخلاق .

آغاز مصاحبه:

- چه کتابهایی می‏خوانید ؟

+ طنز، شعر ، رمان انگلیسی – فارسی ، کتابهای ماکروسافت

- بهترین کتابی که خواندید چه بود؟

+ از بین طنزها عطر سنبل بوی کاج خیلی برایم جالب بود و  از خارجی‏ها رمان کنت ِ مونت کریستو ....

- می‏‏شود خلاصه‏ای از آن را بگویید؟

+ بله ، بیا خلاصه !  […]

- اینجا نوشته‏اید مدرک زبان دارید

+ بله

- کجا خوانده‏اید؟

 […] 

 - Ok, what’s your plan in future?

+  { مکالمه‏ای طول و دراز به زبان شیرین انگلیسی }

-ورزش می‏کنید؟

+ بله

- چه ورزشی؟

+ شنا

- حرفه‏‏ای؟

+ بله

{ نگاهی معنادار}

فکر کنم منتظر بود تا برایش از روی صندلی شیرجه سوزنی بروم !!!!

پایان مصاحبه !