دوشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۱

Vampire Diaries Dialog

Damon: If it was just down to him and me and you had to make a choice who got the goodbye, who would it be?
Elena: I love him, Damon. He came into my life at a time when I needed someone and I fell for him instantly. No matter what I feel for you, I never unfall for him.
Damon: Yeah, I get it. Stefan. It’s always gonna be Stefan.


------------------------
زحمت ترجمه‌ش رو خودتون بکشید؛ بسه هرچی آماده گذاشتم تو دستتون !

شنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۱

انگار من فقط دیوونه نیستم !

یه استاد دانشگاه داشتیم بین اون همه کور و کچلا چیز درست حسابی و خوبی بود، من هیچ وقت نفهمیدم چرا دخترا براش غش و ضعف میکردن ولی خب میکردن !! آدمی بود که ظاهرش با باطنش خیلی فرق داشت .. اون موقعی که تو فیسش ادد کرد و یکی از پستایی که فامیلشون براش گذاشته بود رو خوندم فهمیدم نامزد داره، ولی خب اینو هیچکسی نفهمیده بود. به روایتی از چند تا بچه‌ها هم ایشون آیدی می‌ساخت و با بچه‌ها حرف میزد و امیدوارشون می‌کرد و خلاصه کلی تفریح و فان داشت .. راستش اگه اشتباه نکرده باشم هم یه بار آیدی دروغی ساخت سراغ منم اومد و رو مخ منم کار کرد اما بعد از دو سه بار چت کردن این قدر باهاش بد حرف زدم که بفهمه خر خودشه و بهتره بره پی کارش و فهمید و رفت ... خیلی‌ام فحش و فحش کاری شد خدائیش هیچ وقت یادم نمیره :)) و بعدشم از فیسم پاکش کردم.

من اون موقع فقط یه اسم تو پیجش دیده بودم که توسط فامیلشون گذاشته شده بود که حالشو پرسیده بود، اسم بدون فامیلی. رفتم پیج دختره رو با حدس و گمان پیدا کردم ... چند روز پیش به طور کاملاً اتفاقی راهی پیچ اون خانوم شدم و عکس دو نفره‌شون رو دیدم و ازدواج کرده بودن و فهمیدم درست فکر میکردم ، خیلی خیلی هم درست ... بعدش رفتم به پیج تک تک عاشقای سرسخت اون آقا سر زدم ، دیدم که همه‌شون پیجای فیسشون رو دی‌اکتیو کردن !

از این ماجرا چند نکته‌ی خیلی اخلاقی نتیجه میشه گرفت:
1. خیلی از مردا این حالت رو دارن، در حالی که یک نفر!! رو داشته باشن، از مورد توجه قرار گرفتن و کرم ریختن به بقیه دخترا و اینکه همیشه تعدادی عاشق داشته باشن که همیشه تو فکرشون باشن لذت میبرن .. نمیدونم اگه من دیوونه‌م اینا پس چی ان؟! :|
2. کسی که شما رو واقعاً بخواد همیشه در فاصله‌ی یک قدمیتون قرار میگیره و اونایی رو که بخواد تو خماری نگه داره در فاصله خیلی دورتر و مجازی نگه میداره .. بکوشید همیشه در فاصله حقیقی دیگران باشید نه مجازی !
3. همیشه به حقایقی که خودتون با دو تا چشماتون می‌بینید اعتماد کنید نه چرندیات دیگران
4. و در آخر اگر دیدید عده‌ی کثیری از عاشقای یک نفر صفحات فیسشون رو دی‌اکتیو کردن بدونید معشوقشون با یکی دیگه ازدواج کرده و اون آدمای احمق این همه مدت تو رویا و خیال با یه آدم رویایی و مجازی زندگی میکردن!

.

.

شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۱

نه خیلی کوتاه اما خواندنی !



هدف از  نوشتن این لاگ اشاره سربسته به اتفاقای چند هفته‌ یا چند روز اخیره و اهمیت دادن بهشون، حالا چه خوب، چه بد..

1. من نمیدونم کی به این مرتیکه عوضی گفته ما دوستای خوبی هستیم؟! من بمیرم همچین آدمی رو تو دایره‌ی زندگیم وارد نمیکنم. اعتماد به نفس نیست که بیداد میکنه آقا، بیداد !!! البته اگه گاهی توهم بد، قاطیش بشه!
2. تقریباً دیگه جمله‌های انگلیسی رو به فارسی ترجمه میکنم و چیزایی می‌نویسم که خب جدا از نگارش و گرامر عالیش!!! دستاوردیه به نوبه‌ی خودش !! حتی همین لاگ!
3. بعضی چیزا به درد همون پشت سر می‌خورن ، وقتی گذاشتی رفتی نباید برگردی هی نگاه بندازی و به بقیه‌ی چیزاش فکر کنی ، باید دل بکنی، تمومش کنی ... اینجوری زندگی خیلی بهتره
4. بعضیا وجدان درد نمی‌گیرن؟ هیچ وقت؟! سواله ! کسی بوده تا حالا از وجدان درد بمیره یا به خاطرش شیمی درمانی بشه؟!
5. علی ایحال بیشتر موقعیتهای دوستی بعد از یک سفر تفریحی ایجاد میشه .. سفر تفریحی بروید تا رستگار شوید. برویدا بروید.
6. نمردیم دیروز ساعت 11:30 ، دقیقاً راس همین ساعت ! معنی روانشناسی رو هم فهمیدیم !!! مردم در عین اینکه آدمای خیلی خنگی هستن همیشه خودشون رو اشرف مخلوقات ِ دیگه می‌دونن!!!
7. در حال حاضر هم زندگی خیلی خوبه، همه اتفاقای بد و خاطرات بد پشت سر گذاشته شده و همونجا مونده، دفن شده ... دوباره استارت میزنیم .. تعمیرگاه لازم نشیم خوبه!
8. هفت عدد قشنگیه خرابش نمیکنم.
9. فکر کنم اولین معشوقه بهتر بگم عاشق، تو محل جدید دیروز خودش رو نشون داد و در رابطه با اینکه شرایطتت واسه ازدواج چیه ازم سوال پرسید ! منم تمام طول راه رو با خودم فکر می‌کردم که یعنی من می‌تونم اینو مثل خودم کنم؟! به هر حال امید خیلی لازمه تو زندگی !!!! بدون اون آدم ممکنه بمیره!
10. به نظر شما هم پلیسا سکسی هستن؟! به نظر من هستن ! البته تو ورژن ایرانیشون ، سکسیشون کمتر پیدا میشه ولی باز خوبه که پیدا میشه.
12. بهم میگه کسی فقط کافیه رو به روم بشینه و 10 دیقه حرف بزنه امکان نداره نفهمم چجور آدمیه، اینو میگن روانشناسی آدمها که من هیچ وقت درباره‌ش اشتباه نمیکنم! تو دلم میگم، خاک تو سرت، هرچقدر که منو شناختی بقیه رو هم میشناسی! والا! این والای آخرش خیلی تاثیر گذار بود لااقل برای خودم!
13. دو روزه دارم فکر میکنم چجوری میشه با گوشی موبایل نیم فاصله رو رعایت کرد؟! اگه اشتباه کرده باشم کل نظریه‌های زندگیم رو هواست ! بدبیاری بالاتر از این؟!
14. هرکی فکر میکنه من دیوونه‌م درست فکر میکنه اما این قابلیت رو هم دارم که دیگران رو مثل خودم کنم ! :) با همین لبخند
15. فکر می‌کنم تو آمریکا بهتر می‌تونستم زندگی کنم و حتی شهروند نمونه‌ای میشدم. کشوری که وجب به وجبش قانونه ... من قانون رو می‌پرستم.
16. یکی این موجود رو از دایره هستی پاک کنه بی‌زحمت ، خدا جون دست بجمبون خیلیا دارن آزار میبینن، حتی اگر لازمه مهدیت رو بفرست یه گوش مالی بهش بده ! آخر زمان همینه دیگه یه آدم بی‌وجود میشه همه کاره واسه خودش! 
17. من از طرف آقامون نستراداموس پیش بینی می‌کنم، زیاد دووم نمیاره ، نه نمیاره ... لحظه‌ی سقوط نزدیک است. :)
18. پارتی رفتن جای خودش، لباس خریدنش خیلی جای خودش!!
19. اینکه کسی دیگه ازت خبر نداشته باشه حس خیلی خوبیه همراه با آرامش.
20. قرار نبود به 20 برسه اما رسید ... خب همینا فعلاً


پنجشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۹۱

Alias Dialog 1

Sydney : What about your obnoxious lawyer?  Have you talked to him?   
Francie : I’m meeting Charlie for launch this week
Sydney : That’s good
Francie: Syd, he’s gonna break up with me
Sydney: Did he say that? … He didn’t say that !
Francie : He didn’t have to , he was sneaking around on me, we saw him with the girl Reachel
            There’s stuff ….. Please
Sydney: I don’t think he’d be meeting with you just to break up with you, guys don’t do that …. If they want to end things, they just vanish.

سیدنی : از وکیل منفورت چه خبر؟ باهاش حرف زدی؟
فزنسی: این هفته برای ناهار چارلی رو می‌بینم
سیدنی: خیلی خوبه
فرنسی: سیدنی، اون می خواد با من بهم بزنه
سیدنی: خودش اینو گفت؟ .... نه اون نگفته!
فرنسی: لازم نیست بگه، اون کارهای مخفیانه کرده ( منو دور زده)، ما اونو با اون دختره ریچل دیدیم ... یه چیزایی هست .. خواهش می کنم ( انکار نکن)
سیدنی: من فکر نمی‌کنم اون خواسته تو رو ببینه تا باهات بهم بزنه، مردها این کارو نمی‌کنن، اونا اگر بخوان چیزی رو تموم کنن فقط ناپدید می شن .

جمعه، تیر ۲۳، ۱۳۹۱

Twilight dialog 4

Dr. Carlisle Cullen: Jasper hasn't been away from human blood as long as the rest of us.
Bella Swan: How do you do it?
Dr. Carlisle Cullen: Years and years of practice.



دکتر کالن: جسپر هنوز به اندازه‌ی ما از خون انسان جدا نشده
بلا : شما چطور تونستید این کار و کنید؟
دکتر کالن: با سالها و سالها تمرین کردن

سه‌شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۱

از نصایح شیخ شما به شما


مانکن باشی، چاق باشی، قد بلند باشی، قد کوتاه باشی، داف باشی، دهاتی باشی، فشن باشی، خشن باشی، خوشگل باشی، زشت باشی، ، کور و کچل باشی، چپ و چول باشی، قدیس باشی، هرزه باشی، خلاصه دختر شاه پریون باشی یا مرلین منسن ؛

ازدواج کنید یا دوست فاب بمونید، پسرا ( علی الخصوص ورژن عرب یا ایرانیش ) ولتون میکنن یا قالتون می‌ذارن میرن سراغ یکی دیگه! پس از من به شما نصیحت :

با یه درست حسابیش دوست شید یا ازدواج کنید که اگر گذاشت رفت لااقل پیش بقیه این قدر نگید: "مرتیکه‌ی شیکم گنده‌ی کچل ِ زشت دختر کوچیکه‌ی سمندون هم بهش نگاه نمی‌کنه، من با این همه دب دبه کب کبه و غرور وخوشگلی 
عمرمو پاش گذاشتم، آخر سرم نکبت ِ عوضی رفت با یکی دیگه ! "
و از این قبیل فحشا و دری وریا که هر روز تو گوش ما می‌خونید .

لااقل دلتون نمی‌سوزه که طرف اگر گذاشت رفت سرش به تنش می‌‌ارزیده و شما ام تیکه بودید که همون مدت زمان رو براتون گذاشته و آدم حسابتون کرده، نه اینکه صرفاً براش نقش دستمال توآلت داشته باشید !

این بود از نصایح شیخ شما به شما. خواه پند گیرید خواه نگیرید فدای سرم !
با تشکر :دی