یه استاد دانشگاه داشتیم بین اون همه کور و کچلا چیز درست حسابی و خوبی بود، من هیچ وقت نفهمیدم چرا دخترا براش غش و ضعف میکردن ولی خب میکردن !! آدمی بود که ظاهرش با باطنش خیلی فرق داشت .. اون موقعی که تو فیسش ادد کرد و یکی از پستایی که فامیلشون براش گذاشته بود رو خوندم فهمیدم نامزد داره، ولی خب اینو هیچکسی نفهمیده بود. به روایتی از چند تا بچهها هم ایشون آیدی میساخت و با بچهها حرف میزد و امیدوارشون میکرد و خلاصه کلی تفریح و فان داشت .. راستش اگه اشتباه نکرده باشم هم یه بار آیدی دروغی ساخت سراغ منم اومد و رو مخ منم کار کرد اما بعد از دو سه بار چت کردن این قدر باهاش بد حرف زدم که بفهمه خر خودشه و بهتره بره پی کارش و فهمید و رفت ... خیلیام فحش و فحش کاری شد خدائیش هیچ وقت یادم نمیره :)) و بعدشم از فیسم پاکش کردم.
من اون موقع فقط یه اسم تو پیجش دیده بودم که توسط فامیلشون گذاشته شده بود که حالشو پرسیده بود، اسم بدون فامیلی. رفتم پیج دختره رو با حدس و گمان پیدا کردم ... چند روز پیش به طور کاملاً اتفاقی راهی پیچ اون خانوم شدم و عکس دو نفرهشون رو دیدم و ازدواج کرده بودن و فهمیدم درست فکر میکردم ، خیلی خیلی هم درست ... بعدش رفتم به پیج تک تک عاشقای سرسخت اون آقا سر زدم ، دیدم که همهشون پیجای فیسشون رو دیاکتیو کردن !
از این ماجرا چند نکتهی خیلی اخلاقی نتیجه میشه گرفت:
1. خیلی از مردا این حالت رو دارن، در حالی که یک نفر!! رو داشته باشن، از مورد توجه قرار گرفتن و کرم ریختن به بقیه دخترا و اینکه همیشه تعدادی عاشق داشته باشن که همیشه تو فکرشون باشن لذت میبرن .. نمیدونم اگه من دیوونهم اینا پس چی ان؟! :|
2. کسی که شما رو واقعاً بخواد همیشه در فاصلهی یک قدمیتون قرار میگیره و اونایی رو که بخواد تو خماری نگه داره در فاصله خیلی دورتر و مجازی نگه میداره .. بکوشید همیشه در فاصله حقیقی دیگران باشید نه مجازی !
3. همیشه به حقایقی که خودتون با دو تا چشماتون میبینید اعتماد کنید نه چرندیات دیگران
4. و در آخر اگر دیدید عدهی کثیری از عاشقای یک نفر صفحات فیسشون رو دیاکتیو کردن بدونید معشوقشون با یکی دیگه ازدواج کرده و اون آدمای احمق این همه مدت تو رویا و خیال با یه آدم رویایی و مجازی زندگی میکردن!