از نظر من انتقام گرفتن مثل خودکشی جرات و جنم میخواد. آدم باید این قدر جرات داشته باشه که خودشو به آب و آتیش بزنه و از شخص یا گروهی یا حتی جامعه و شرایط انتقامشو بگیره مثل کسی که خودشو از 5 طبقه پرت میکنه پائین یا میندازه جلو مترو یا رگشو میزنه یا خودشو دار میزنه یا هر چیز دیگهای . این نشون میده طرف چقدر بهش فشار اومده که عطای همه چیز رو به لقاش بخشیده و یه کار غیر معمول و خلاف عرف رو انجام داده. تازه من اگر جای خدا بودم به این دسته افراد به جای یک عمر آتش و دوزخ و عذاب، بهشت برین عطا میکردم با یه کارت هزار و سیصد آفرین که این قدر شهامت داشتن و نترس بودن.
ولی مهمترین تفاوت انتقام گرفتن با خودکشی اینه که اون فرد یا شرایط یا جامعه یا هر چیز دیگهای که افراد میخوان ازش انتقام بگیرن باید لیاقتش رو داشته باشه. لیاقت اعصاب خوردیاشو، نقشه کشیدناشو، حرص خوردناشو و به آب و آتیش زدناش رو.
گاهی این قدر موضوع بیاهمیته که به جای اینکه حتی بخواین فکرتون رو درگیرش کنین، به جای این همه حس نفرت، باید برید تو هوای بارونی و برفی قدم بزنید و دستاتون که خوب یخ کرد بزنید به صورتتون و یه حس سبکی و خالی شدن بهتون دست بده یا اصلاً موهاتونو باز کنید برید تو تراس وایسید باد بپیچه تو موهاتون و از این حس خوب لذت ببرید. حتی برای من بزرگترین دلخوشی اینه که تو سردترین روزا پنجرهی اتاقم باز باشه و اون سردی همیشه تو اتاقم باشه ( مازوخیستم خودتونید! ) . یا اصلاً آدم کتاب بخونه، بره خرید، با دوستاش قرار بذاره ، بره 4 تا آدم جدید ببینه، بهترین غذایی که میخواد رو بخوره و فکرش رو خالی کنه از همه چیز. گاهی وقتا ارزش خود آدم بالاتر از چیزهاییه که حتی ارزش انتقام رو هم ندارن.
من همیشه از این شهر و این مردم بدم میاومده و میاد و خواهد اومد . چون تا حالا آدم خوبی اینجا ندیدم، رفتار خوبی ندیدم، محبتی ندیدم و خیلی چیزای دیگهای که ندیدم اما برام جالبه، وقتی که میگم در رابطه با موضوعی قصد دارم که ضدش رو انجام بدم یا کاری کنم که بفهمن اشتباه کردن، همه از این کار برداشت انتقام و بیرحمی میکنن! بابا یه ذره به دورو برتون نگاه کنید، قرار بود گاز و برق مجانی بشه و عوضش 10 برابر شد هیچی نگفتید، کرایهی اتوبوس رو یک شبه 200 تومن افزایش دادن هیچی نگفتید،کرایهها هر روز توسط همنوعای خودوتون صعودی میره بالا و هیچی نمیگید و گردن کج میکنید و با کمال میل قبول میکنید و هیچی نمیگید. فیلترینگ انجام دادن، هیچی نگفتید، سرعت رو کم کردن هیچی نگفتید، اینترنت تبدیل شد به فیلترنت هیچی نگفتید، Https رو بستن هیچی نگفتید، فردا همینم میگیرن ازتون هیچی نمیگید، تو زندگی شخصیتون سرک کشیدن، آهنگ غیر مجاز گوش میدادید ، با پسر تو خیابون بودید سر و کارتون با منکرات بود، ماهوارهاتونو جمع کردن تماسهای ثابت و همراهتونو گوش دادن هیچی نگفتید، حتی هیچ غلط خاصی هم انجام ندادید، از توی خیابون کردنتون تو گونی و بردنتون کهریزک بازم هیچی نگفتید، فردا میان تو خونهتون میشینن و بهتون تجاوز میکنن بازم هیچی نمیگید! چرا این قدر راحت قبول میکنید؟؟ چرا هر رفتاری که درست باشه رو طرد میکنید و شورشی و انتقام جویانه میبینید؟؟
از کی اینجوری شدید؟ از کی این قدر نسبت به هم و جامعهتون بیحس و سرد و بیقید شدید؟ از کی این قدر نسبت به همه چیز بیغیرت شدید؟؟
غیرت فقط به سبیل گذاشتن و نژاد ترک بودن نیست. غیرت یعنی اینکه نسبت به هر رفتار ناخوشایندی که در اطرافتون صورت میگیره و شما با دو تا چشماتون میبینید و در اون زمان دو فرد بالغ و عاقل هم نظر باشن که این قدر شعور داشتید که بفهمید اون کار زشت بوده، این قدر جرات داشته باشید که به سهم خودتون و به روش خودتون واکنش نشون بدید، من که این قدر از این کشور و این مردم متنفرم و معتقدم باید بدترین بلاها سرشون بیاد، غیرتم و عرقم بیشتره تا بعضی از شماها که در برابر رفتارهای بینهایت ناخوشایند و زشتی که تو جامعه میبینید از گونی سیب زمینی هم بدترید و سکوت میکنید!
آره انتقام گرفتن و خودکشی خیلی جرات میخواد. هر دوش هم ،برای فرد فاعل برابر با نابودی و پوچی و نیستیه !