تا آنجایی که خودم را میشناسم آن قدرها با پسری نبودهام، سر جمع 4 ماه بوده باشم شاهکار کردهام، کلاً از اول حس خوبی به این قشر نداشتهام و ندارم! اما خیلی خوب میشناسمشان، نه تجربهی همکارم را دارم که از یک قدمی پسری را ببیند زیر و زبرش را بیرون میکشد، نه دیگرانی که هر سه یا چهار ماه با یکی بودهاند و بعد سریع به این نتیجه رسیدهاند که یا خیلی متفاوتند و یا بهم نمیخورند و نفر بعدی. اما برای شناختن شما نه با شما بودن لازم است نه تجربه نه مهارت نه هیچ چیز دیگر، این قدر قابل پیش بینی هستید که حتی نیاز به امتحان کردن شما هم نباشد !
از لفظ مخاطب خاص استفاده میکنم برای نوشتهام چون مخاطبم، خاص است ، گرچه همهی جنس ذکور باشد.
همانطور که هیچ گربهای برای رضای خدا موش نمیگیرد، هیچ پسری هم برای رضای خدا دختری را دوست ندارد، حالا رضای خدا بماند، گاهی وقتها شک میکنم که برای دل خودش هم دوست داشته باشد، به دخترهایی که با آنها بودهاید فکر کردهاید؟ حتی مزخرفتترین آنها، اگر واقعاً شما را دوست داشته باشند، فقط برای خودتان دوستتان دارند، دوست داشتنشان هیچ پیش شرط و قانون و تبصرهای ندارد، هیچ بندی ندارد، هیچ دلیل زیرکانهای ندارد. حتی اگر بفهمند شما دوستشان ندارید آن قدر کنار شما میماند، آن قدر روی فکر و البته مخ شما کار میکنند! تا اعتماد شما را جلب کنند، تا شاید دری به تخته خورد و شما هم علاقهمند شدید، دیده شده حتی عدهای در این گونه روابط به جایی میرسند که به ظهور معجزه هم معتقد میشوند، میخواهد نتیجهای داشه باشد یا نه، اعتقد آنها راسخ است ! خودمانی بگویم زورشان را میزنند اگر شد که خوشبختی ابدی را برای خود تجسم میکنند و اگر نشد هم که یک دورهای زار زار گریه و اشک و ناله و دپسردگی مزمن و بعد هم میگویند :" گور پدرش لیاقتم را نداشت" و قضیه برایشان تمام میشود ! در واقع به نحوی که نه سیخ بسوزد نه کباب خودشان را دلداری میدهند و به دنبال جلب اعتماد کیس بعدی میگردند!
اما نکتهی قابل توجه اینجاست که پسرها نه ، اهل این حرفها نیستند، شاید شما را خیلی هم بخواهند اما به جای اینکه با شما باشند و شما را بشناسند یا شکهایشان را برطرف کنند یا اصلاً بفهمند شما هم همان حس را نسبت به آنها دارید یا خیر ، شما را ول میکنند، در جایی که تکنولوژیاش باشد ترجیح میدهند از دوربین شما را زیر نظر بگیرند تا بفهمند، یا اگر تکنولوژیاش نباشد از دوستان و رابطهایشان آمار بگیرند. از اینها بدتر عشق و علاقهشان قرضیست، شرطیست، شروطیست! اگر زن من میشوی بسم الله، اگر نه من وقتم را بیخود تلف نکنم، از سن و سال من گذشته و بروم سراغ کیسی که اهل ازدواج باشد ! یا در دوستی میگویند اگر اهل فلان هستی بسم الله در غیر این صورت عشق و علاقه من به تو در همین لحظه به پایان میرسد، خدافس من میروم سراغ کیس اهل حال !
زمانه برعکس شده،به نسبت هم که بگیریم، پسرها بدتر شدهاند و باز هم پسرها شک میکنند! پسرها برای شناختن! روابط موازی داشتهاند و آنها خود را اصلح میدانند که ابتدا اعتماد پیدا کنند! شوهر برای ما کم شده ما میترشیم، ما انگشت نمای این و آن میشویم، آنها پیش شرط ِ دوست داشتن میگذارند که من وقت دوستی و این مسخره بازیها را ندارم و قص علی هذا !
من عشق و علاقهی شرطی قشر شما را نمیفهمم، خودتان میفهمید؟ اگر میفهمید مترجمان خوبی خواهید شد !!!